اسرار ماورا’ - اخبارکوانتوم - عرفان و ادبیات عرفانی


سماع 

اغلب با شنیدن کلمه سماع  به یاد حضرت مولانا می افتیم ،

در واقع مولانا در تثبیت این آیین به عنوان یک رقص و ایین عرفانی سهم

والایی دارد ، به نحوی که با سرودن اشعار ریتمیک و موسیقایی که دارای

ضرب اهنگی هیجان برانگیز و شوق آورمی باشند،شور و هیجان خاصی به

مجالس سماع میداد و رونقی افزون میبخشید.

بسیاری از این اشعار فی البداهه و بی اختیار، بر اثر شور و حال و حالات درونی

این عارف و استاد بی همتا در جریان محافل بزم سماع سروده میگردید،

به نحوی که با بیان اشعار غوغایی در وی پدیدار میگشت و با پایکوبی وی

و شاگردان به اوج میرسد.

سماع در طریقت عرفا به معنای شنیدن است.

در واقع مرحله ایست که عارف درآن به دریافت آگاهیها و الهامات از عالم بالا نایل میگردد.

این مرحله یعنی شنیدن با گوش باطن ، مرحله جلوس آگاهی و معرفت بر سریر عقل است .

طی آن شنونده(سماع گر) با جدا شدن از عالم متعلقات یا مادی مهیای ورود به

عالم مجردات یا نظر میگردد.

مکاشفه و مراقبه در طریق عرفا از اصول مهم کسب معرفت

و دریافت معانی و تعابیر میباشد.و در جریان این مرحله عارف به پاسخ سوالات خود در

هر زمینه ای نایل میگردد .

معمول است که رهروان طریق معرفت پس از انجام وظایف و اداب دینی

از قبیل غسل ،وضو وبه جای اوردن نمازوارد مجلس میگشته و سپس بر

اساس دستور استاد و مرشد خود بعد از بیان ذکرهای خاص به ترتیبی معین

به کار سماع میپردازند.

سماع به عنوان یک ایین عرفانی دارای سابقه ای بسیار کهن در ایران زمین

میباشد.درواقع انچه به عنوان رقص سماع تا کنون شناخته شده حاصل نوعی

دگردیسی در رقصهای  ایینی وعرفانی دوره های پیش از اسلام است.

طریقت عرفان با معنای واقعی خود یعنی راه اشراق و مکاشفه و فن مناظره

(سیر در عالم نظر)ریشه ای بسیار کهن در ایران پیش از اسلام دارد.

رقص های آیینی در دوران مهر پرستی ( پیش از  کیش زردشت) در گستره ی

وسیعی از مشرق زمین رواج داشته است،

به عنوان یکی از مراسم عبادت ایزد مهر(بغ مهر) رقصی  آمیخته در رازو نیاز

با ایزدان طبیعت مرسوم بوده که بسیار شبیه به آیین رقص سماع میباشد .

به عبارتی شباهت فراوان با رقصی دارد که امروزه در شرق ایران یعنی ناحیه ی

خراسان هنوز رایج است،و سماع گر طی آن با چوبی که در دست دارد به جنگ

نیروهای اهریمنی میرود.

حتی آنچه در غرب ایران با اندکی دگرگونی میان طوایف کرد رایج است،

صورت دیگری از سماع است که افراد با زنجیر شدن در یکدیگر و چرخیدن به

گرد حلقه ای که حلقه وحدت است به ابراز شادمانی میپردازند.این گونه رقص ها

وپایکوبیها که اغلب در مراسم و ایینهای دینی و جشنهای گوناگون قرنها در میان

اقوام ایرانی رایج و متداول بوده اند امروز تا حدودی تعابیر خود را از دست داده اند.

رقصهای آیینی در دوران زردشت ابقا و احیا شده و پس از چندین سده به دوران اسلام

منتقل گشت.با رشد طریقت تصوف بار دیگر و در قالبی دگرگون شده بعنوان یکی از

رسوم  ایین تصوف و راهی برای معاشقه و موانست  با حضرت دوست و بیان حالات

روحی سالکان در هنگام وصل،مورد توجه قرار گرفت و تا امروز گزیده هایی از آن باقیست.

آنچه امروز در محافل سماع بعنوان رقص عرفانی مطرح میگردد،تصویر سازی آن حالات

و در واقع سیمای غیر عرفانی از سماع است و در بسیاری موارد جنبه تجاری وتشریفاتی

پیدا نموده.

مثلا در قونیه و بر مزار مولانا سالهاست که این مراسم انجام میگردد ولی کاملا

مشهوداست این مراسم به دور ازآن معانی ناب عرفانی و فارغ از اشتیاق درونی و

البته با هدف جذب توریست و گردشگر به شکلی تئاتر گونه برگزار میشود.

هر کدام از حرکات و حالات در این رقص عرفانی دارای مفاهیم و تفسیر معینی می باشد.

**************

اول- چرخ زد‌ن: اشاره به شهود‌ حق د‌ر جمیع جهات

دوم- جهید‌ن: اشاره به غلبه شوق بر عالم علوی

سوم- پا کوفتن: اشاره به پامال کرد‌ن نفس اماره

چهارم- د‌ست افشاند‌ن: اشاره به د‌ستیابی به وصال محبوب

***************

«د‌انی سماع چه باشد‌؟ قول بلی شنید‌ن

از خویشتن برید‌ن، با وصل او رسید‌ن

د‌انی سماع چه باشد‌؟ بی‌خود‌ شد‌ن ز هستی

اند‌ر فنای مطلق، ذوق بقا چشید‌ن»


نوشته شده توسط فریبرز فتاحی در ساعت 7:20 PM | لینک  | 
 

*********************